
مصیبتی زیر آفتاب
۲۶ تیر تا ۳۰ مرداد, ۱۴۰۵
هر تصویر، پیش از آنکه چیزی را بازنمایی کند، با امکانِ از دست دادنِ خود روبهرو است.
آثار این نمایشگاه از نسلها و زبانهای متفاوت آمدهاند، اما در نقطهای به یکدیگر نزدیک میشوند؛ جایی که بازنمایی دیگر امری تثبیتشده نیست. خط گاه به فیگور میرسد و گاه از آن فاصله میگیرد. لکه میتواند چهرهای را آشکار کند یا آن را در خود فروببرد. گل، منظره یا بدن، موضوع نهایی اثر نیستند؛ موقعیتهاییاند که در آنها نقاشی پیوسته میان عینیت و انتزاع در نوسان است.
چیدمان غالب نمایشگاه نیز بر همین ناپایداری تکیه دارد. آثار نه برای تأیید یکدیگر انتخاب شدهاند و نه برای ساختن روایتی واحد. همجواری آنها تلاشی است برای گشودن نسبتهایی که شاید در مواجههی جداگانه با هر اثر پدیدار نشوند. یک طراحی خلوت میتواند نگاه به نقاشی مجاور را تغییر دهد و سطحی انباشته، سکوت اثر کناری را آشکارتر کند. آنچه در این میان اهمیت پیدا میکند، شباهت آثار نیست، بلکه فاصلههایی است که نمایشگاه میکوشد در معرض دید قرار دهد.
«مصیبتی زیر آفتاب» نیز بیش از آنکه موضوعی مشترک را نامگذاری کند، افقی برای این مواجهه پیشنهاد میکند؛ افقی که در آن هیچ اثر قرار نیست معنای اثر دیگر را کامل کند یا خوانشی قطعی از مجموعه به دست دهد.
شاید آنچه این آثار را در کنار هم قرار میدهد، نه اشتراک در موضوع، بلکه خویشاوندیای باشد که در زبان طراحی آنها دیده میشود؛ خویشاوندیای که در عین حفظ تفاوتهای هر هنرمند، نسبتهایی میان آثار پدید میآورد. همجواری این آثار نیز بیش از آنکه در پی اثبات این نسبتها باشد، امکان دیده شدن آنها را پیش مینهد.
هادی مؤمنی
تیرماه۱۴۰۵
طهران