• نمایشگاه‌ها
  • هنرمندان
  • درباره
  • تماس
  • تا هوای تکامل

    ۱ خرداد تا ۵ تیر, ۱۴۰۵

    شکسپیر همیشه برایم همچون یک اسطوره بود؛ اسطوره‌ای از جنس «ایشتار»؛
    عشق و جنگ؛ که عشق و زایش را با خشونت و نبرد پیوند می‌داد و در فقدانش، زندگی از حرکت بازمی‌ایستاد.

    لیکن با خواندن این جمله برای نخستین‌بار مقابل موزهٔ رودن در فیلادلفیا، وجه زمینی شکسپیر برایم گشوده شد؛ وجهی که با خاک و سنگ مجسمه‌های رودن عجین می‌شد و همچون جامه‌ای بر تن خیالم می‌نشست تا سال‌ها بعد، بر تنِ چهارچوب آثارم بنشیند.

    آثاری که در طول سالیان بر صحنهٔ هنر نقش‌آفرینی کرد و مراحل تکاملش مانند رفتن از منزلی به منزل دیگر بود؛ یا به زعم شکسپیر، هفت صحنه از زندگی که هر مرحله، نقشی جدید را می‌طلبید. همچون نقش ایشتار در سفرش به جهان زیرین که با گذر از هفت دروازه، در عالم تاریکی و هویت ظاهری، به دگرگونی و تولدی دوباره برای بازگشت به زندگی می‌رسید.

    و همچون نمایش پیشِ‌رو که هفت مرحله را در «فصل اول» از وادی طلب تا بنای «خشتِ منزل‌ها» می‌گذارد، در وادی عشق، «سوسن صلح» را به «ستون‌هایی از دوخت» پیوند می‌دهد تا به وادی معرفتِ «پنج جرم آسمانی» دست یابد.

    در وادی بی‌نیازی، با مشقِ «نوشته‌هایی از دوخت» به وادی توحید و رهایی از کثرتِ فرم‌ها و فهمِ وحدتِ «بی‌فرمی در فرم» برسد؛ وادی حیرتِ او را به سکوتِ «سمفونی نخ‌ها» برای شروع فصل جدیدی از زندگی با «ادای احترام به ایشتار» دعوت کند.

    و در وادی فنا، همچون آیینه‌ای جهان‌نما شود که صورت‌ها را پشت سر گذاشته و حقیقتِ خود را در «آب، خرد، روشنایی» می‌بیند.

    این راه را نهایت، صورت کجا توان بست؟
    کز صد هزار منزل، بیش است در بدایت

    — مریم عابدی

    © ۱۴۰۴

    گالری ملل. تمامی حقوق محفوظ است.

    موبایل خود را بچرخانید